تبلیغات
نكته - شبهه قمه زنی2
شبهه
روایت است که وقتی یزیدیان در کوفه سربریده ی امام حسین (علیه السلام) را بالای نیزه بردندحضرت زینب (س) با مشاهده این صحنه و از فرط ناراحتی، سرخود را به چوب محمل کوبید وخون از زیر مقنعه ایشان جاری شد؛ با چشم گریان اشعاری را قرائت می کند... نظر شما در باره این روایت چیست؟
http://3.bp.blogspot.com/_sHAmlJRarXQ/SaaKQ4rfabI/AAAAAAAAQHw/sCAXb2ZPU1E/s400/%D9%82%D9%85%D9%87+%D8%B2%D9%86%DB%8C10.JPG
اولاً:از نظر سندی این داستان شدیداً ضعیف است؛ این مطلب برگرفته از کتابی بنام نورالعین فی مشهد الحسین است که نویسنده ی آن مشخص نیست و تنها برخی آن را به ابراهیم بن محمد نیشابوری اسفراینی نسبت داده اند که شخصی اشعری مذهب و شافعی مسلک بوده. بسیاری از علما به بی اعتباری آن صحّه گذاشته اند؛ چنانچه عالم بزرگوار آیت الله حاج میرزا محمد ارباب (رحمه الله) در خصوص بی اعتبار بودن کتاب نورالعین و بی اساس بودن گفته های مسلم جصّاص تاکید دارد. همچنین محدث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی (رحمه الله) صاحب منتهی الآمال و مفاتیح الجنان، در این خصوص می نویسند:
نسبت سرشکستن به حضرت زینب علیه السلام بعید است؛ چون ایشان عقیله ی بنی هاشم و صاحب مقام رضا و تسلیم است
وی سپس با استناد به کتابهای معتبر تاریخی اثبات می کند که اسرای کربلا را بر ناقه های عریان و بی جهاز نشانده بودند و اصلاً محمل و هودجی در کار نبود تا آن حضرت سرش را به آن بکوبد!
مشکل دومِ سندیِ این روایت، آن است که سلسله سند و راویان آن در هیچ منبعی ذکر نشده است.
ثانیاً: همانطور که در روایات قبل دیدید، این گونه رفتارها مورد نهی حضرات معصومین است؛ خصوصاً امام حسین (علیه السلام)، مصیبت دیدگان کربلا را، از چنین اعمالی نهی کرده بودند. سؤالی که در اینجا مطرح است، این است که اگر امام حسین (علیه السلام) خواهرشان را قسم دادند و حتی تذکر دادند که مبادا شیطان صبر از کَفَت بربُاید،  با این فرض چطور ممکن است حضرت زینب (علیه السلام)، اقدام به شکستن سرخود کنند؟! آیا تذکر امام حسین در شب عاشورا را فراموش کردند؟! به یقین حضرت زینب (علیه السلام) که از اولیای خاص الهی هستند و از علم لدّنی بهره مند بوده اند، ممکن نیست برخلاف تذکّر امام (علیه السلام)، چنین عملی را مرتکب شده باشند.
لذا با توجه به روایاتی که حضرت زینب (علیه السلام)، را اسوه ی صبر، رضا و خویشتن داری معرفی کرده اند، قبول چنین وقایعی بسیار سخت است.
ثالثاً: در ضعف مضمون و غیرقابل اتکا بودن این روایت، همین بس که در بیتی از اشعار منتسب به حضرت زینب در این روایت، حضرت امام حسین (علیه السلام) به سنگدلی و قساوت قلب متهم شده است؛ (120) بدیهی است که معرفت بی بدیل عقیله ی بنی هاشم (علیه السلام) اجازه ی اهانت به امامی چنان والا مقام را ولو با انگیزه ی تمسّک به صنایع ادبی، قابل توجیه نمی داند.
رابعاً: حتی اگر فرض کنیم این داستان صحت داشته باشد و حضرت زینب (علیه السلام) در آن وضعیت بحرانی • که برای اولین بار سر برادرش را بر نیزه دیده است • سرخود را به محمل زده باشد، این حاکی از شدّت تأثر و اندوه آن حضرت است و هیچ معلوم نیست که ایشان به قصد سرشکستن این کار را کرده باشند و دلیلی بر جواز این کار در شرایط عادی نیست؛ در آن صورت نیز فقط می توان در شرایط مشابهِ آنچه بر حضرت زینب (علیه السلام) گذشته، آن را تجویز کرد.
موید این مطلب آن است که نه در مورد حضرت زینب (علیه السلام) و نه در مورد سایر زنان حرم، نقل نشده که در سالگرد عاشورا به اعمالی مثل آن اقدام کرده باشند. علاوه بر اینکه هیچ دستور، یا حتی توصیه ای به سرشکستن و خدش در عزای سالار شهیدان، از امام سجاد (علیه السلام) یا دیگر ائمه هدی وجود ندارد؛ هر چند ایشان به امر عزاداری و گریه و ندبه برای پدر خویش همت والایی داشتند.
برخی می گویند: امام سجاد (علیه السلام) در کنار زنان حرم بود؛ اگر کار آنها اشتباه بود، آنان را نهی می کرد!
*ببینید یک مطلبی شهید اول در کتاب الفوائد دارد؛ در اینکه فعل، تقریرو گفتار معصوم، حجّت است، ایشان بحث کرده است. می گوید: فعل معصوم چند احتمال دارد؛ یکی اینکه کاری که انجام دهد، به عنوان اینکه «دستور شرع است» انجام دهد، که [در این صورت] دلیل می شود برای ما؛ آن وقت آن را به عنوان قانون شرع باید بپذیریم.
یک وقت به عنوان شرایط روز است، که اسمش «احکام حکومتی» است؛ اما یک وقت مربوط به شخص خودش است؛ یعنی مثلاً پیغمبر اکرم برنامه گذاشته که روز شنبه خورشت بادمجان بخورد، یک معصوم بنایش را این گذاشته، آن وقت من فقیه نمی توانم بگویم مستحب است روز شنبه خورشت بادمجان بخوری. چرا؟ چون اینها یک چیز شخصی است. خوب توجه بفرمایید! شهید اول این را می خواهد بگوید... اگر این احتمال بوده باشد، این کار عمل شخصی است و به عنوان یک دستور شرعی تلقی نمی شود.
شهید اول می گوید حتی فعل معصوم اگر چنانچه ما احساس کنیم که این مربوط می شود به شخص اول، ما نمی توانیم این را به عنوان حکم شرعی بیاوریم.
حالا در اصل مسئله، اگر حضرت زینب یا حضرت ابوالفضل یا دیگران این کار را کرده باشند، آیا می توانیم به آن استناد کنیم؟ حالا حضرت زینب (علیه السلام) در آن حال بی تابی و بی حالی شاید به این گونه ی ناخودآگاه، سرش به محمل خورده باشد، آن وقت ما نمی توانیم این را دلیل شرعی بگیریم از نظر فقهی.
... به هر حال، این را می خواهم بگویم که اقامه شعائرِ «من درآورده»، آن هم در حد افراطی اش و استناد دادن آن به شرع، قطعاً شبهه ی «بدعت» در آن وجود دارد.»
اگر بر فرض محال چنین گفته ای صحت داشته باشد، عمل قمه زنان با فعل حضرت زینب (علیه السلام) تفاوت آشکار دارد. قمه زنی اختیاری، آن هم در زمانه ای که دنیا به دنبال معرفی مسلمانان به عنوان تروریست و خشن و خون ریز می باشد، با سرشکستن از روی فشار و در شرایط ویژه، اصلاً تناسبی ندارد؛ هر چند با دلائل ارائه شده، روشن شد که نسبت دادن این عمل به حضرت زینب (علیه السلام) از طریق این روایت ضعیف، جفا در حق آن حضرت است.



طبقه بندی:
نگارش در تاریخ دوشنبه 12 بهمن 1388 توسط علی | نظرات ()
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما از عقاید چه کسی پیروی می کنید؟











نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :




قالب وبلاگ