تبلیغات
نكته - شبهات قمه زنی 9
شبهه:
روایت است كه بعضی از زنان مصیبت زده كربلا لطمه زنی از شدت مصیبت انجام داده اند


پاسخ شبهه:
در ادامه مطلب

-روایت مورد اشاره ی آنان روایت خالد بن سدیر است؛ متن کاملِ آن بدین شرح است:
ابن سدیر نقل می کند که از امام صادق (ع) در مورد مردی سؤال کردم که لباسش را برای پدر و یا مادر و یا برادرش و یا یکی از نزدیکانش پاره کرده است. آیا این عمل او مجاز است؟ امام فرمودند:
پاره کردن لباس اشکالی ندارد؛ موسی برای هارون پیراهن پاره کرد. البته پدر برای فرزند و مرد برای زنش نمی تواند پیراهن پاره کند. اما زن می تواند در عزای شوهرش لباسش را پاره کند و اگر پدر در مرگ فرزندش و مرد در مرگ همسرش چنین کرد، کفاره آن، کفاره ی شکستن قسم است و نماز این دو، مادامی که کفاره را نداده باشند، پذیرفته نیست. زمانی که زن به صورت خود چنگ بزند و یا موهایش را ببُرد و یا بکَند، در این صورت برای بریدن مو باید غلامی را آزاد کند، یا دو ماه پشت سر هم روزه بگیرد یا شصت فقیر را غذا بدهد. در صورتی که صورتش را خراش بدهد و خون خارج شود و همین طور در کندن مو، کفاره ی شکستن قسم است. اما اگر کسی لطم کند، باید استغفار کند؛ ولی کفاره ندارد. و به راستی، زنان بنی هاشم (فاطمیّات) در سوگ حسین (ع) پیراهن های خود را پاره کردند و بر صورت خود لطمه زدند و در سوگ مثل حسین (ع) بر صورت ها ضربه زده می شود و گریبان ها پاره می گردد.
درباره ی این روایت باید گفت که اولاً این روایت به گفته ی بسیاری از علما از لحاظ سند بسیار ضعیف است. ثانیاً دراین روایت، ایرادات مفهومی و دِلالی و حتی تناقضاتی با دیگرروایات وجود دارد.
حتی با نادیده گرفتن دو اشکال فوق و در صورتی که این روایت را صحیح بدانیم نیز در نهایت چیزی که از این روایت قابل استفاده است، اقدام زنان فاطمی در لطم زدن به خود در صحرای کربلاست، و لطم • همان گونه که در ادامه می آید • دارای معنای روشنی است و هیچ ارتباطی با قمه زنی و اعمال مشابه آن ندارد.
در کتب لغت عربی در معنای «لطم»• که مصدر ثلاثی مجرد، لَطَمَ می باشد • نوشته اند: «ضرب الخدّ و صفحات الجسم ببسط الید او بالکفّ مفتوحه». در فارسی لطم را ضربه زدن با کف دست و سیلی زدن ترجمه کرده اند.
چنانچه گفته شد که کلمه لطم به معنای زدن به صورت یا سینه، با کف دست می باشد؛ نه وارد کردن خراش به صورت یا سر، آن هم با قمه!
این معنی را می توان از خود روایت سُدیر هم فهمید، زیرا در صدر روایت برای وارد کردن خراش به صورت، کفاره قرار داده شده است. اینکه در روایت، لطمه را از موارد وجوب کفاره خارج نموده و استغفار را برای آن کافی می داند، بیانگر آن است که لطمه چیزی غیر از خدش است. معنای «خدش» درزبان عرب چنین است» خراشیدن، پاره پاره کردن، دریدن، خدشه دار کردن، جریحه دار کردن. پس اگر ترویج کنندگان این گونه رفتارها بخواهند برای اعمال خود سند روایی دست و پا کنند، بایستی روایات خدش را جستجو نمایند؛ نه روایات لطم را! هر چند هیچ یک ازروایاتی که موضوع عزاداری و شیوه های ابراز احساسات درمصیبت ها در آن طرح شده، در بحث قمه زنی یا اعمال شبیه به آن قابل استفاده نیست.
و البته دلیل آن روشن است؛ چرا که این گونه رفتارها هیچ سابقه ای در تاریخ اسلام و به تبع آن در متون دینی ما ندارد.




طبقه بندی:
نگارش در تاریخ جمعه 16 بهمن 1388 توسط علی | نظرات ()
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما از عقاید چه کسی پیروی می کنید؟











نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :




قالب وبلاگ